در گفتگو با سالمندان سرای رحمت مطرح شد:دلم می خواهد تا زنده هستم کنار بچه هایم باشم

به گزارش خبرنگار افق کویر، اینجا پای حرف‌های هر کدامشان که می‌نشینی هر کدام دنیایی از درد و غم را یدک می‌کشند در زندگی‌شان که دقیق‌تر می‌شوی انگارغم مثل کوه درد می‌ریزد سرت و بغضی از جنس غربت و تنهایی چنگ می‌زند به گلویت؛ که نگاه‌های معصومشان مملو از درد و رنج است. اینجا جایی برای به فراموشی سپردن انسان‌هایی است که «شبیه ما»، شبیه آدم‌های معمولی که هرروز می‌بینیمشان نیستند. اینجا که می‌آیی تازه می‌فهمی چقدر به بهشت نزدیک بوده‌ای و تو نمی‌دانستی! و بالاخره اینجا که می‌آیی تازه می‌فهمی که آدم‌ها خدا را فقط وقت از دست دادنی‌هایشان صدا می‌زنند. در این شماره خبرنگار افق کویر میهمان قلب‌ها و نگاه‌های فرشته‌های زمینی در سرای رحمت بافق است.
سنجاق قفلی هایی که به یادگار گذاشت

هفته گذشته جهت تهیه گزارش از سالمندان با هماهنگی به سرای رحمت رفتم؛ “سکینه توکلی” با چارقدی سفید با یک سنجاق قفلی به زیر گلو داخل اتاق مدیریت نشسته بود. دردستانش تعدادی دیگر سنجاق نمایان بود؛ از وی سوال کردم؛ مادرم چرا چادر به سر اینجا نشسته ای؛ سنجاق‌های در دست را کجا می بری؟ که وی پاسخ داد: قرار است مرا به خانه ببرند؛ اشک در چشمانش جمع شده بود و سنجاق ها را به من نشان داد و گفت: می خواهم یادگاری به خانم حیدری بدهم.
“سکینه توکلی” در پاسخ به این پرسش که چند فرزند داری و چه زمانی به اینجا آمده ای و آرزویت چیست؛ بیان داشت: دو دختر و یک فرزند پسر دارم؛ شاید یک ماهیست که بستری شده ام؛ بنده های خدا(کادر سرای رحمت) می گویند که من مثل مادر برای آنها هستم؛ اما من می گویم، نه مادر شما نیستم. می خواهم کنار فرزندان خودم باشم؛ اما محبت و فضای اینجا را دوست دارم.

دلم می خواهد پسرم را ببینم

وی گفت: تا امروز از هیچ شخصی گلایه ای ندارم و به من رسیدگی شده و فرزندانم به دیدنم می آیند. پسرم براثر سکته فلج شده؛ دلم می خواهد او را ببینم. بچه های خوبی دارم.
دلم می خواهد تا زنده هستم
کنار بچه هایم باشم
توکلی یادآور شد: د رزمان گذشته نان می پختم و با کشاورزی و آسیاب گندم و.‌.. فرزندانم را راهی مدرسه و بزرگ کرده ام و بسیار دوستشان دارم. آنها تا این سن از من نگهداری کردند و دلم می خواهد تا زنده هستم کنار بچه هایم باشم.

“حاج حبیب” وکیل وصی من است
در ادامه با “معصومه ابراهیمی” مادر سالمندی که نفس نفس می زد به صحبت پرداختم؛ وی فکر می کرد دستگاه ضبط صدا، گوشی تلفن است و یکسره از دست من می گرفت؛ می خواست زنگ ” حاج حبیب” بزند و بگوید به دنبالش بیاید؛ وی با مکث های بسیار به سوالاتم کوتاه پاسخ داد و گفت: شاید ۹۰ سال سن داشته باشم و فرزندی ندارم. زمین گیر و قدرت انجام کارهایم را دیگر ندارم. باید اینجا بمانم؛ اقوام من کرج هستند و “حاج حبیب” وکیل وصی من است و کارهایم را انجام می دهد.
پنج فرزندبزرگ کرده ام
و حالا اینجا هستم
سپس نزد بانوی میانسالی رفتم که چهره ای خندان داشت و از کلمات محبت آمیز استفاده می کرد؛ وی خود را “نورسته فیوجی” معرفی کردو گفت: چهار پسر و یک دختر به نام سحر دارم. آرزوی من آزادی از زندان است و می خواهم در کنار همسر و فرزندانم باشم.
نورسته که از حالت روحی مناسبی برخوردار نبود؛ بیان کرد: پنج فرزندبزرگ کرده ام و حالا اینجا هستم. وقتی دخترم به دنیا آمد بسیار خوشحال شدم . همسرم از خدا دختر می خواست و سحر را خیلی دوست دارد.
وی ادامه داد: در دوران جوانی در سبزدشت قالی می بافتم و پس از اتمام برای فروش به یزد می بردم. در همان زمان با ” محمد” که مردخوبی بود ازدواج کردم او مرا به بافق آورد. تابستان ها برای کار به کرج می رفتیم.
کنار تخت نورسته دختر میانسالی که به خاطر مشکلات ذهنی مجرد مانده بود؛ به من خیره و هرازگاهی کلامی خطاب به دوستانش با ناراحتی بیان می کرد؛ او خود را معرفی نکرد وگفت: اینجا راحت هستم و دیگر با من سخن نگفت.

در میان پنج مادر در سرای رحمت یک فرشته میانسالی به نام …. که فراموشی داشت؛ پاهایش را از بین میله های تخت عبور داده بود و یکسره تکان می خورد تا بتواند به پایین بیاید. او در صحبت هایش هرازگاهی صدای فرزندانش جواد و…. می زد و می گفت: سه فرزند پسر دارم و دختر ندارم؛ می خواهم نزد جواد و…… بروم.
با افزایش کمک های مردمی؛ قطعا بهترمی توان به آنها رسیدگی نمود
در ادامه با ” دنیا حیدری” مسئول فنی مرکز نگهداری و توانبخشی معلولین سرای رحمت بافق به گفتگو پرداختم؛ وی اشک هایش سرازیر و هیچ دلیلی جهت توجیح برای رها نمودن والدین توسط فرزندان را موجه نمی دانست.
حیدری بانوی جوان ۳۵ ساله؛ که حدود ۱۱ سال در کنار معلولین و سالمندان خدمت می کند؛ در خصوص معلولین این موسسه اظهار کرد: اکثر معلولین بی سرپرست و بی هویت هستند؛ بیشتر افراد ازا آی کیو زیر ۲۵ و از زندگی نباتی برخوردارند؛ تمام کارهای این دسته از معلولین توسط کادر سرای رحمت انجام می شود.
وی افزود: تعدادی از معلولین دارای آی کیو در حد ۳۵ و کارهای عادی را خودشان انجام می دهند.
مدیرسرای رحمت با بیان اینکه مرکز تقریبا خصوصی و میزانی از درآمد آن توسط بهزیستی و مابقی از کمک های مردمی و خیرین است؛ خاطرنشان کرد: با افزایش کمک های مردمی؛ قطعا بهترمی توان به آنها رسیدگی نمود تا در رفاه بیشتری قرار بگیرند.
وی با اشاره به مشکلات مالی مزید برمشکلات دیگر ادامه داد: کسی منتظر این بچه ها نیست و من همیشه می گویم خانه بچه ها اینجاست؛ باید بهترین خدمات را برسانیم. بارها شده در نیمه های شب بچه ها را برای درمان به بیمارستان منتقل و یا فوتی ها را انتقال داده ایم.
دنیا حیدری با اعلام این که انتظار داریم مردم با دیدار و شناخت کامل مساعدت داشته باشند؛ گفت: سرای رحمت از برخی ادارات، نهادها و… مورد کم لطفی قرار گرفته است. این فرزندان حکم بچه های یتیم دارند و در احادیث سفارش شده به ایتام کمک کنید.
باید خودمان را مسئول بدانیم
وی گفت: این مرکز ۶۰ معلول را به صورت شبانه روزی نگه داری می کند؛ مسئولیت این تعداد با تمام مردم شهراست. باید خودمان را مسئول بدانیم.
حیدری با اشاره به سختی کار و میزان حقوق اذعان داشت: سختی کار زیاد و حداقل حقوق برای کادر در نظر گرفته شده است. تنها عشق و وابستگی و حال خوب من و کارمندان را پایدار نگه داشته است.
وی با بیان این که دنیا محل گذر و دراین ‌مکان می توان فهمید که دنیا را باید ساده تر گرفت؛ پیرامون حال و هوای سرای رحمت خاطرنشان کرد: نوع دوستی در اینجا موج می زند و تنها مکانی که حال آدم ها خوب می شود؛ همین جاست. تمام آدم هایی که دچار بازی دنیایی، چشم و هم چشمی، ناشکری ها و….. شدند تا به اینجا بیایند متوجه تمام نعمت های خدا و به قدرت خدا پی میبرند.
مدیر سرای رحمت با اعلام این‌که؛ خارج از بافق پذیرش نداریم؛ گفت: ساختمان سالمندان در حال ساخت و در حال حاضر یک بخش معلولین به سالمندان اختصاص داده شده است. در این مرکز ۵ سالمند به صورت آزاد از بافق و حومه شهرهستند.
حیدری بزرگترین معضل را حضور سالمندان در مرکز نامید که بسیار دردناک است و ادامه داد: نگه داری معلولین دردناک نیست؛ اما سالمندان مادر خانواده بوده و فرزندانی داشته اند. بی توقعی و بی لطفی از جانب فرزندان به مرور باعث افسردگی می شود. و مهر و محبت در این مکان جایگزین خانواده نیست.
وی در خصوص برنامه های فرهنگی و… یادآور شد: قبل از وضعیت کرونا برنامه های زیادی از سوی گروه های هنری ققنوس و…. اجرا و حتی ماهیانه دو بار اردو شادکام، آبشار و سفر به مشهد سالیانه در برنامه ها وجود داشت.
مدیر سرای رحمت با بیان اینکه سالمند مرد تا به امروز وجود نداشته و پشیمانی خانواده ها را جهت بازگرداندن مادر اتفاق نیافتاده؛ گفت: در ماه گذشته یک سالمند با توجه به این که توانایی انجام کارهای شخصی خود را داشت؛ توسط گلایه آن هم از سوی اقوام به منزل بازگشت.
تاسیس مرکزی همانند ساعات مدرسه برای سالمندان
وی پیرامون توجه نهادها به مرکز اعلام داشت: از سوی نهادها و… برای نگهداری از سالمندان بها داده نشده و در شهرهای دیگر مراکزی همانند ساعات مدرسه جهت نگه داری سالمندان وجود دارد و فرزندان پس از پایان ساعت کار اداری به دنبال والدین خود می روند.
حیدری در بحث مناسب سازی سطح شهر برای معلولین و سالمندان گفت: سالمندان برکات شهر و احترام دارند؛ به آن نحو مناسب سازی و بها داده نشده و اگر هم انجام شده جا برای اهمیت کار بیشتر است.
وی با اشاره به اینکه؛ معلولین در اینجا با هم نوع خودشان سرگرم و محیطی آرام برای آنهاست؛ گفت:اما جای سالمندان اینجا نیست. سالمند باید در جمع خانواده باشد.
مادرها اینجا زجر می کشند
حیدری با بیان اینکه جامعه به هر سمتی برود مهم نیست؛ باید انسانیت باشد. باید جهان را با این خصلت انسانی زیباتر کنیم؛ شرح داد: مادرها اینجا زجر می کشند؛ مرکز نگهداری ازسالمندان شبیه قبرستان و همانند خاک سرد است معلول یا سالمندی که به اینجا می آورند، خیلی زود فراموش می شود.
بارها شاهد نفرین مادر به فرزندش بوده ام
وی افزود: اوایل ملاقات و تماس ها برقرار و سپس کم کم کاهش می یابد؛ بارها شاهد نفرین مادر به فرزندش در حال گریه بوده‌ام.
خیلی از مسئولین هنوز به این مرکز نیامده اند
وی با تاکید این صحبت که در سطح شهر کاری برای سالمندان نشده و حتی در بزرگداشت ها به سالمندان توجه نشده؛ گفت: کارمندان در طول روز درگیر و بالاخره بعد از ۲۰ سال درگیری ذهنی خواهند داشت. از هیچ ارگانی به کارمندان بها داده نشده؛ با توجه به اینکه حضور ارگان ها باعث دلگرمی ما می باشد. متاسفانه خیلی از مسئولین هنوز به این مرکز نیامدند و هیچ کمکی از جانب آنها صورت نگرفته است.

الهام نصیرزاده|

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

هزار وهفتمین شماره هفته نامه افق کویر منتشر شد