معدن عامل راحت طلبی جوانان دیار کویر

وقتی صحبت از نخل، آهن و آفتاب می شود ناخداگاه تصویری از بافق در برابر ذهن گسترانیده می شود. شرایط اقلیمی و منابع عظیم سنگ معدن در بافق این اعتقاد را در میان شهروندان به وجود آورده، حتی اگر هیچ کاری هم انجام ندهند، به صرف اینکه در شهری غنی از مواد معدنی زندگی می‌کنند کافی است تا زندگی راحتی داشته باشند؛ شاید اگر ما هم مثل بسیاری از شهرهای دیگر از سنگ آهن بی بهره بودیم ، از سال‌ها پیش مجبور می‌شدیم فکری برای تأمین هزینه‌هایمان غیر از فروش سنگ برداریم .
در این میان نیز افراد متعلق به طبقات بالای اجتماعی به دلیل مال و ثروتی که همواره از پدرانشان به ارث می‌برند، نیاز به کار و تلاش در خود نمی‌بینند. این افراد معمولاً به محض تولد به خاطر ارثی که از پدر ثروتمندشان که از طریق خرید و فروش زمین و دلالی در عرصه ملک به این مال و اموال رسیده دیگر نیازی به تلاش و کوشش در خود نمی بینند؛ متأسفانه معضل تنبلی در بافق باعث شده تبعات و خساراتی جبران ناپذیر در بافق ایجاد نماید. به عنوان مثال هنگامی که با قصاب محل درباره گرانی گوشت صحبت کرده و جویای دام پرورشی در بافق می شویم با گلایمندی می گوید شهروندان به خاطر حقوق بالای معدن، راحت طلب شده و دام پرورش نمی دهند، مجبور هستیم برای تأمین گوشت مصرفی، دام پرورشی را خارج از شهرستان تهیه نماییم.
همچنین عطاری محل گلایه از این دارد که درخت های سنجد در کوهستان های بافق مملو از سنجدی است که پای درختان ریخته شده و یک شهروند، حتی وقت نمی گذارند تا سنجدها را جمع آوری نموده و به عطاری تحویل دهند؛ اگر این کار انجام می شد سنجد ارزان تر در اختیار مردم
قرار می گرفت، لیلی رنجبر، رییس صنایع دستی بافق نیز از کمبود نیروی زن خانه دار در صنایع دستی گلایمند است و می گوید هنگامی که با بافنده ها تماس می گیریم، در پاسخ می گویند همسر ما دوست ندارد ضایعات درخت خرما در خانه پهن شود، باید برای بافندگی پنهانی به خانه مادرمان برویم. وی ترقی زیلو میبد را در خاموش نشدن این حرفه می داند؛ در حالیکه صنایع دستی در بافق آنچنان رونقی ندارد.معضل تنبلی به برخی از خانم های خانه نیز سرایت نموده، دوره و زمانه به گونه ای شده است که برخی زن ها حتی وقت برای ساعت آشپزی خود نمی گذارند، رستوران و فست فوت ها مملو از افرادی است که برای تهیه غذا مراجعه کردند بدون این که توجه به قیمت آن داشته باشند و هر روز به تعداد غذا پزی ها بافق افزوده می گردد. یا وقتی به خشکشویی ها مراجعه می کنیم در کمال ناباوری شاهد هستیم خانم های خانه دار، حتی روسری خود را برای شستشو به خشکشویی آورده اند.
معضل دیگری که شهرستان بافق را تهدید می کند، بی سوادی است. دانش آموزان درس نمی خوانند یا به زور به مدرسه می روند؛ وقتی حقوق معلمشان و افراد تحصیل کرده دیگر که در معدن شاغل نیستند با چندین سال سابقه کاری کمتر از پدرشان است به راحتی درس را رها می کنند.
یکی دیگر از مواردی که باعث تنبلی جامعه شده ورود افراد غیر بومی برای کارهای سخت بنایی، حفرچاه و… است. کارهایی که ذکر شد انجام آن برای برخی جوانان بافقی کسر شأن است و این باعث شده همواره بنا از کمبود کارگر در رنج باشد غافل از این که ورود افراد غیر بومی در آینده می تواند اثرات جبران ناپذیری در زمینه های مختلف فرهنگی،اجتماعی و… برروی جامعه بافق بگذارد.
نمونه ای از مثال های ذکرشده راحت طلبی شهروندان بافقی را نشان می دهد؛ اما در میان قشر ثروتمند و متوسط افراد اهل کار و زحمت هم هستند که به فکر کار دوم می باشند که در نهایت به تأسیس لبنیاتی، پوشاکی، معامله گری و…. مبادرت می ورزند، کارهایی که هیچ کدام از آن تولیدی نمی باشد، حتی در شهرستان بافق تعمیر کار حرفه ای در زمینه های تعمیر ماشین، کامپیوتر، موبایل و… نداریم. حال این سوال پیش می آید؛ مگر تمام شهروندان بافق در معدن کار می کنند یا تمامی آنها حقوق های بالا دریافت می کنند؟ مسلما، نه. آنچه مسلم است گرانی اجناس، نداشتن کار تولیدی در بافق، بالا رفتن قیمتهای نجومی زمین و… به قشرهای پایین و افرادی که درآمد بالایی ندارد آسیب زیادی وارد می کند؛ هیچ کس پاسخگوی این پرسش نیست؛ اگر روزی سنگ آهن تمام شود چه بلایی بر سر یک شهروند بافقی می آید. امید است که مسئولین با درایت بیشتر فکری برای معضل تنبلی در بافق بردارند.

معصومه غلامرضاپور

2 نظر

  1. سلام
    حرفتون حساب واقعا جوانان تنبل شدند
    من خودم هفت سال رفتم یزد دنبال کار ازاد کاشیکار و سنگکار حرفه ای شدم
    تو یزد همکارام میگفتن بافقی ها پولدارند ولی بی هنرند هیچکار بلد نیستند همه استاد بنا و .. از یزد میبرن
    الان برگشتم بافق دارم کار میکنم شاگردم داره این در و اون در میزنه بره معدن میگه خجالت میکشم که میرم بنایی
    الان من خودم افتخار میکنم ک هنری دارم و با زحمت کارم و پیش میبرم با اینکه اطرافیان هی میگن برو معدن
    الان با اینکه کارم ازاد هست اطرافیانم منو بیکار میبینن

  2. گل گفتید .ولی جناب دکتر رحیمی عزیز با عملکرد بسیار قوی و مدبرانه خود داشت این روندی که شما نوشته اید را اصلاح می کرد.
    به تحصیلکرده بومی بها می داد
    کمر بر رفع موانع پیشرفت بافق بسته بود
    ولنگاری و بی نظمی را از بین می برد
    حساب کتاب را برمی گرداند؛ اما چه بر سرش آوردند.
    ما بافقی ها حقمان همینه که پیشرفت نکنیم و تنبل بار بیاییم و صدتا دیگه کوفت و مرض بگیریم .من بافقی واسه خودم و آینده ام متاسفم

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

مدیریت جهاد کشاورزی بافق: بافق پتانسیل توسعه دامپروری دارد

به گزارش هفته نامه افق کویر، علی اکبر