صبحی با کلینیک تأمین اجتماعی بافق

درمانگاه، مملو از بیمارانی که منتظرند تا نوبت دهی آن ها فرار رسد. بیشتر آنان را زنان تشکیل می دهند که همراه با کودکان خردسال آمده اند. قسمت نوبت دهی شلوغ است، منشی اصلاً حوصله جواب دادن ندارد و کلافه به نظر می آید. زنی ۳۵ ساله در حال اعتراض است که ساعت ۱۰ نوبت داشته و ساعت نزدیک به ۱۲ ظهر است، در حالیکه نوبتش فرا نرسیده، منشی جواب می دهد: از صبح تا حالا ۲ دقیقه هم استراحت نداشتم. اگر از معطلی رنج می بری، می توانی به دکترهای بیرون از درمانگاه تشریف ببری! پول بدهی تا معطلی نکشی! زن هم ، در حالی که زیر لب غر غر می کند، می گوید: آخر این جا هم قبلاً پول بیمه اش را دادیم، رایگان ویزیت نمی شویم!
زن و شوهر جوانی آن سو، در حالی که در حال مزاح و شوخی اند می گویند: ما هم از ساعت ۹:۳۰ نوبت داشتیم، ولی هنوز نوبتمان نشده است. منشی همه مریض ها را به نشستن روی صندلی انتظار دعوت می کند، تا سرش خلوت شود، بعد یکی یکی نوبت ها را می خواند. در کنار اتاق پزشک عمومی، بیماران دفترچه به دست ایستاده اند؛ ظاهراً همگی نوبت را رعایت می کنند. که یک مرد از دور در حالی که تازه دفترچه را از منشی گرفته، بدون این که نوبت را رعایت کند به داخل اتاق می رود. زن جوان ۳۲ ساله ای با یک بچه در بغل و یک بچه کنار دستش به حالت اعتراض می گوید: چقدر مردم زرنگ شده اند! بدون نوبت رفت داخل! اینها همه حق الناس است! بعد رو به پیرمردی که با بغل دستی اش صحبت می کرد گفت: آقا نوبت شما بود چرا داخل نرفتید؟ پیرمرد در جواب گفت: اصلاً متوجه نشدم، بعد از ویزیت دکتر، آن مردکه بدون نوبت داخل رفته بود، از اتاق دکتر خارج شد، مرد بی توجه به حرف های دیگران به سمت داروخانه رفت. مریض های دیگر هم هر کدام به ترتیب نوبتشان، داخل می روند. صبر و حوصله ای ندارند، فقط منتظرند که نوبتشان فرا رسد.زن و شوهر جوان که به دکتر دیگری مراجعه نموده بودند ، خوشحال و شاد با پاکت دارو به دست از درمانگاه خارج می شوند.
ساعت ۱۲ است از ازدحام ۲ ساعت قبل خبری نیست! منشی از پشت اتاقک شیشه ای خارج می شود و کم کم مریض ها در حال خارج شدن هستند.

معصومه غلامرضاپور

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

اداره ورزش و جوانان بافق در بلاتکلیفی ریاست

به گزارش پایگاه خبری افق کویر: با پایان