کالاهای نیاز مردم آبادی را احتکار نکنند

و آنان که آمدند و بر این کره خاکی پا بگذاشتند، هرگز روی خوشی نخواهند دید؛ چرا که انسان در سختی آفریده شده است! اینها سخن های «آقاتقی» بود که داشت برای «ممل» می گفت و ممل هم سری تکان می داد که گرفتم؛ ولی عمرا اگر می گرفت؛ چون ممل به فکر علف و علوفه برای گاوهایش بود و چراندن گوسفندان و دانه دادن به مرغ و خروس هایش! اهل علم شدن و سر از حساب و کتاب در آوردن اصلا به ممل راهی نداشت!
ممل گفت: آقاتقی این که چرا اجناس و کالاها هر روز گران می شود و ما در رنج و سختی افتاده ایم خواسته خودمان هست یا قضای الهی؟
آقاتقی گفت: خوب آمدی سر بحث! صبر کن تا برات بگویم.ممل پذیرفت و جان دل سپرد به نوای آقاتقی.
آقاتقی گفت: برای ما نوشته شده است هر مقدار که زحمت بکشی موفق می شوی تو باید زحمت بکشی و اگر چنین نکنی آدم تنبلی خواهی بود. اگر هم می بینی قیمت کالاها هر روز گران تر می شود به خاطر ضعف کدخدا هست که دلش نمی خواهد داروغه را مامور کند تا مواظب گردن کلفت ها باشد تا انبارهایشان را پر نکنند و کالاهای نیاز مردم آبادی را احتکار نکنند.

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

هزار وصدوسی و پنجمین(۱۱۳۵) شماره از هفته نامه افق کویر منتشر شد:

اما و اگرهای بخشداری بافق/ تفاوت های دو