گفتگو با محمد سلمانی(سخنران حسینیه سفلی): عدم قناعت و طمع ورزی مهم ترین معضل خانواده های امروزی

به گزارش هفته نامه افق کویر، هرساله در ایام محرم و صفر هیئتهای مذهبی از مُبلغ های آگاه و خبره دعوت می کنند تا در یک دهه برای مردم سخنرانی کنند. خبرنگاران هفته نامه افق کویر در این شماره به سراغ سخنران حسینیه بزرگ سلفی بافق که در دهه دوم از وی دعوت شده بود رفته و گفتگویی با وی انجام دادند.
افق کویر:لطفاً به صورت مختصر خودتان را معرفی کنید.(سطح تحصیلات، مختصری از زندگی شخصی):
محمد سلمانی، متولد سال ۱۳۶۲ از طلبه های اصفهان که در سطح ۴ مشغول به تحصیل می باشم؛ حدود ۱۸ سال هست که به منبر می روم؛ ۲ سال از آن را در ایام فاطمیه(س) و سه سال از دهه محرم را در خدمت مردم بافق می باشم. در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم که هیچکدام از آنها طلبه نبودند نه از خانواده مادری نه پدری؛ البته مادرم جنبه های مذهبی داشت و در روضه های زنانه شرکت می کرد. از شش سالگی به محله کُرد آباد رفته و مُکَبر حاج آقا قربانیان شدم. روز اول که اقامه را گفتم با حاج آقا دست دادم و گرمای وجود وی به من منتقل شد. تا سن ۲۱ سالگی مُکَبر حاج آقا بودم، حتی در شب عروسی قبل از اذان، عروس خانم را به تالار عروسی رساندم و با همان ماشین عروس و لباس دامادی به مسجد رفته و اقامه گفتم؛ البته خدارا شکر می کنم که خانواده همسرم نیز مشوق بنده بودند. در حال حاضر همسرم نیز تفسیر قرآن و نهج البلاغه و اخلاق را درس می دهد.
افق کویر: همسر شما قبل از ازدواج حوزوی بودند یا بعدها وارد حوزه شدند؟
نه! حتی شرط ازدواجمان این بود که لباس روحانی نپوشم، چون برخی افراد؛ وقتی نام روحانیت می آید فکر می کنند، اخلاق خشکی دارند که همسرشان را از رفتن به مهمانی و مراسم دیگر منع می کنند؛ در حالی که شخصاً سعی کردم رفتاری داشته باشم که دین اسلام ما را به آن توصیه کرده است. همان اوایل عقد بود که همسرم را در مؤسسه ای که تحت مهد دارالقرآن بود، ثبت نام کردم تا اینکه پس از گذشت یک سال همسرم یکی از شرایط ادامه زندگیمان را پوشیدن لباس روحانیت تعیین نمود. در حال حاضر دو فرزند دارم پسرم کلاس ششم هست و حافظ ۱۷ جزء از قرآن و یک دختر۸ ساله.
افق کویر: فرزندان شما از این که پدرشان یک روحانی هست مشکلی ندارند؟
نه اتفاقاً پسرم از افرادی هست که افتخار می کند پدرش یک روحانی است. در این چند سال که روحانی هستم نه خودم، نه خانواده ام برای لحظه ای به خاطر اینکه روحانی هستم، پشیمان نشدیم. این نکته را هم بگویم؛ زمانی که این لباس را استادمان تن بنده نمود، گفت: باید منتظر خیلی چیزها باشم، ولی تا به امروز سعی کردم به گونه ای زندگی کنم که توهینی به بنده نشود.
افق کویر: اگر صلاح می دانید درمورد بیماری که مدتی پیش گرفتار آن بودید توضیح بدهید:
هیجده ام رمضان بود که دچار سردرد شدید شدم، به چهار پزشک مراجعه کردم، ولی نتیجه نگرفتم و مجبور شدم به متخصص مغز و اعصاب مراجعه نمایم. تشخیص پزشکان میگرن شدید بود، بعد از اینکه مقدار زیادی دارو مصرف کردم و هیچ کدام اثر نکرد، چون عکس ها، آزمایش ها و نوار مغز سالم بود هیچ کدام از پزشکان علت را متوجه نمی شدند و تشخیص همگی میگرن بود. تا اینکه یک شب در جلسه ای که بنام بیت الحسن(ع) بود توسل زدم به حضرت فاطمه الزهرا(س) و خدا توفیق اشک به بنده داد، همانجا از حضرت فاطمه(س) خواستم تا عنایتی کنند و پزشکان علت بیماری بنده را متوجه شوند. پس از این مراسم یکی از اقوام که در منزل ما حضور داشت و بیماری بنده را از نزدیک مشاهده می کرد مرا به یک پزشک عمومی معرفی کرد. پزشک بلافاصله پس از شنیدن موضوع بدون اینکه عکس ها و آزمایشات را ببیند تشخیص سکته مغزی برایم داد. پس از انجام آزمایشات متعدد ۱۵ روز در بیمارستان بستری بودم و صورتم فلج شده بود. از این موضوع بسیار ناراحت بودم که یکی از دوستانم که به اصطلاح “سیمش وصل بود” به عیادتم آمد و گفت: ناراحت نباش در عالم رؤیا در جلسه ای حاضر شدم که سادات در آنجا حضور داشتند، به آنها گفتم: حاج آقای ما را هم دعا کنید که در پاسخ گفتند: حاج آقای شما را مادرمان فاطمه الزهرا(س) دعا کردند و حالشان خوب می شود.
بیماری ام به گونه ای بود که با فلج شدن ۱۵ قسمت صورت که یکی از آنها نابینایی دو چشم بود شفا پیدا کردم و در حال حاضر خدا را شکر در سلامتی کامل هستم.
افق کویر: مدتی پیش یک دختر ۱۷ ساله که به تازگی با یک طلبه عقد کرده بودند به خاطر اینکه همسرش یک طلبه هست درخواست طلاق داده و از هم جدا شدند چه صحبتی با افرادی که چنین دیدگاهی دارند، دارید؟
معتقدم یک طلبه نباید هرجایی به خواستگاری برود و همسری را که انتخاب می کند، باید نسبت به وی و خانواده اش آشنایی داشته باشد، ولی برخی طلبه ها نیز افرادی را که با آنها معاشرت می کنند را از دین خسته و زده می کنند؛ چرا که مدیریت ارتباط ندارند و نمی دانند چگونه باید افراد را جذب خود نمایند.
شخصاً برای اولین دفعه بعد از عقد که می‌خواستم با همسرم صحبت کنم زنگ همسرمم زدم
و گفتم : سلام علیکم
گفتن : سلام علیکم
گفتم : کیف الحال
گفتن : بسم ا… الرحمن الرحیم قل هو اا… و احد ا… الصمد
همسرم با این رفتارش به من فهماند که نباید اینطوری باشم! باید روش مردم داری و زن داری را از هم تفکیک کنم.
اگر می خواهیم فردی که دوست داریم در این راه با ما ثابت قدم باشد، باید خوش رفتار و خوش اخلاق باشیم؛ متأسفانه طلبه ها در این زمینه ضعیف برخورد می کنند. یکی دیگر از عواملی که که خانمها را جذب می کند، پول و وضعیت مالی مناسب هست، طلبه ها از وضعیت مالی بسیار بدی برخوردار هستند و خانمها در این زمینه حق دارند، ولی در مورد این زوج جوان باید بگویم اصلاً چرا این رابطه را شروع کردند که به طلاق ختم شود، باید از قبل همه جوانب را می سنجیدند.
افق کویر: چه شد که به حوزه مطالعات خانواده علاقمند شدید؟
چند سال هست که در این زمینه فعایت دارم و به گونه ای هست که نسبت به این مسائل بی توجه نیستم و احساس مسئولیت می کنم؛ اگر در خانواده ها ناحق گویی، ناحق فهمی، ناحق بینی و بی عدالتی اجرا شود ثمره آن طلاق هایی هست که در جامعه روی می دهد. یکی دیگر از دلایل آن سفارش رهبر انقلاب در این زمینه هست.

افق کویر: اگر خانواده را نهاد کوچکی محسوب کنیم؛ چگونه می توان با جامعه آن را پیوند داد؟
اولاً که خانواده نهاد کوچکی نیست و بنده قبول ندارم؛ معتقدم خانواده نهاد بزرگی است و جامعه نهاد کوچک، چون این بزرگ ها هستند که در جامعه می روند؛ اگر اعضای خانواده درست تربیت نشوند آن جامعه فلج می شود؛ متأسفانه بیشتر افراد فکر می کنند تربیت فرزندان تنها برعهده آموزش و پرورش هست، باید ببینیم فرزندان درخانواده چگونه تربیت می شوند.
افق کویر: مهمترین مشکلات خانواده های امروزی چیست؟
قناعت نکردن و طمع زیادی. در هیچ دوره ای زندگی ها بدون مشکل نبوده است؛ قناعت نکردن زنها و طمع مردها باعث به وجود آمدن مشکلات شده است؛ یعنی از زندگی که دارند راضی نیستند. یکی دیگر از مشکلات که باعث به وجود آمدن مسئله در زندگی های امروزی شده، بی اخلاقی است.
افق کویر:آیا برقراری کلاسهای” مهارتهای اجتماعی” برای زوجین امری لازم است؟!
آموزش صددرصد تأثیر دارد. یکی از موضوع های مهم در بحث خانواده شناخت تفاوت‌هاست به زوج های جوان توصیه می کنم قبل از ازدواج به کلاس شناخت تفاوت‌ها بروند.
افق کویر: به نظر شما در تربیت فرزندان می توان به نظریات ( تئوری تربیت) ورود کرد یا عملاً به آنها راه و رسم زندگی آموخت؟
بله، هم گفتمان مهم هست و هم عمل کردن. در این زمینه، باید علم خداشناسی، خودشناسی، وظیفه شناسی و آفت شناسی را یاد گرفت تا موفق بود.
افق کویر: چرا نظریات غربی در باب تعلیم و تربیت به نسبت نظریات اسلامی کاربردی تر شده است؟
طبق مطالعاتی که انجام دادم نظریات غربی نیز به نوعی حرف دین را می زنند، ولی ما از دین به طور کامل استفاده نمی کنیم.
افق کویر: در طی ۵ سالی که به بافق رفت و آمد دارید شهر بافق را چگونه شهری مشاهده کردید؟
خدارا شکر کمترین میزان فقر و نیاز مند را شهرستان بافق داراست؛ وقتی که در جایی فقر کم باشد خیلی از مشکلا ت اجتماع هم کم می شود. مسئله دیگر در بررسی هایی که انجام دادم استفاده از اینترنت در بافق خیلی زیاد است که خود زنگ خطری است؛ هرچه استفاده ازاینترنت بیشتر باشد نا خود اگاه ایجاد خطر وتهدیدات اجتماعی زیاد می شود. بافق یکی از خوبی هایی که دارد مسئولین و مردم با هم ارتباط خوبی دارند.
افق کویر: به نظر شما چرا در جامعه امروزی اقدام به خودکشی افزایش یافته است؟
امروز اکثر مردم نمی دانند هدفشان چیست؟ چون نمی دانند چه هدفی دارند به سمت زندگی حرکت نمی کنند و نمی دانند؛ چگونه ناهمواری های زندگی را حل کنند ؟ چرا ما روزی ۱۳ تا خودکشی در کشور داریم؟ چون نمی دانند برای چه هدفی زندگی می کنند؟! هدفشان از ازدواج چه هست؟ همسر مورد نظرتان چه خصوصیتی باید داشته باشد؟ همه زن ها می خواهند که همسرشان صداقت داشته باشد؛ هیچ مردی در کره زمین صداقت ندارد، چون اگر صداقت داشته باشد نمی تواند زندگی کند. دروغترین و بزرگترین دروغی که مرد می تواند بگوید این است که به همسرش بگوید من با تو صداقت دارم، چون ظرف خانم ظرفی نیست که همیشه بخواهد حرف راست را بشنود.
افق کویر: چرا امید به زندگی در جامعه کم شده است؟
ناشکری، خدانشناسی و نداشتن هدف

معصومه غلامرضا پور- اکرم عباسی

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

هزار وصدوسی و پنجمین(۱۱۳۵) شماره از هفته نامه افق کویر منتشر شد:

اما و اگرهای بخشداری بافق/ تفاوت های دو